از همين دفتر:
جايي ميان گهواره و تاب
در خواب موسايم
با يك رديف گريبان پاره
وآن قدر
دنبال ستاره گشته ام
كه آخرين صفحه ي تورات و اولين صفحه ي انجيلم
*********
در خواب يوسفم
با صد رديف انگشت بريده
مي چرخم ميان تعاريف گنگ
مثل گرداب
- آبي كه نمي داند جريان چيست -
مثل گردباد
- بادي كه به سمت خودش مي وزد
و تا نوح بي جهت ادامه دارد-
مثل زليخا
- تكرار ترنج هاي تلخ -
*****
در كم سويي چراغم
چراغ
ـ مرقد منور پير
زيارتگاه شاهپرك هاي گيج -
راستي
آن ها چگونه مي رسند
به لذت فرورفتن در رنگ هاي زرد؟
*******
در شتاب غزلم
در شتاب نرسيدن به زن سيال
در خواب كودكي و باران
با چكمه و چتر
جايي ميان گهواره و تاب
*******
هميشه
فكر مي كنم
كسي طناب مي اندازد
و مرا از خواب يوسف مي رهاند.
