از همين دفتر:
ساحل
ساحل
آنجا
كه پاروها فلج مي شوند
و قايق ها مي ميرند
-------------
آنجا
كه خاك به استقبالت مي آيد
و تو را از تعليق دريا مي گيرد
--------------------
ساحل آلياژ مرگ و ردپاست
---------------
آنجا
كه تشنه با ساعد صدف
آغوش استخواني ات را
به آسمان گشوده اي
و آرام آرام
خداي مرا مرواريد مي كني.
